مژده دهید مژده دهید یار پسندید مرا
>
>
New Page 1
رفتم آمدی
آمدم رفتی
کشیدی بریدم
کشیدم بریدی
نوشتی خواندم
نوشتم خواندی
ای عشق بالهایت را بگشا
بالهایی به وسعت پرواز در اوج یک آسمان خیس از محبت
در شبهایی بی ستاره
در روزهایی که خورشید نورش را در تابلوهای نقاشی جا گذاشته بود
هر آغازی را پایانی انتظار میکشد و هر انتظاری را سرآمدی به پایان میرساند
هر نقطه پایان، شروعی دیگر برای من شد
و هر شروع برای من به پایان رسید
و همینک روی نقطه آغاز و انجام ایستاده ام
تا
اینبار
برای همیشه
باشم
و باشم در آن نقطه
نقطه ای که در بینهایت نمی دانم ها رنگ من گرفته است
و ردپای من را برای همیشه بی رنگ نموده است Who can say your name my Darling? My tongue is in the cage and stick to me (رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری واحلل عقدة من لسانی) Wanna to scream this reality Reality of sight Reality of might Reality of flight Reality of light Missing so hard to your warm chest, kissing your lovely lips Yesterday you asked me where I am? I’m here My Darling I’m with you Just look at the blue sky upper the clouds, you can see one white lotus that blossoms and revolves around her I’m here waiting you At last your wave will come to shake me I will persist in this dot and wait for your arrival Welcome to me
|